تبلیغات
دفتر خاطره ای به نام فیزیک مدرن
 
دفتر خاطره ای به نام فیزیک مدرن
اگر لذت کشف عمیق جهان را بفهمی،اولین گزینه تو فیزیک خواهد بود(آلبرت انشتین)
درباره وبلاگ


اینجا نه مکانی برای ارائه جدیدترین مقالات علمی در زمینه فیزیک و نه مکانی برای کپی برداری از مقالات مسخره از سایت های مزخرف است.نه جایی برای حرافی های سیاسی و نه جایی برای تحمیل عقیده...نه مکانی برای عقده گشایی های شخصی و نه جایی برای یافتن گمشده ای!!!مطمینم که برای کسب درآمد هم نیست...
پس:
نه اجباری یه نظر دادن هست و نه وقتی برای به روز کردن...
شاید فقط یک آلبوم خاطرات باشد...
همین

مدیر وبلاگ : مصطفی
نویسندگان
چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نویسنده : مصطفی
خب زندگی بدی نداشتم،شایدم خیلی بد بوده و تنم هنوز گرمه و متوجه نیستم. یک ماه تا شروع سال جدید مونده و تو این مدت باقی مونده کار زیادی ندارم برای انجام دادن!فقط یک کار خیلی مهم که مربوطه به همه زندگیمه و کلا مسیر آینده زندگیم رو مشخص میکنه و امیدوارم که درست انجام بشه،نتیجه اش برام خیلی مهمه اما درست انجام شدنش بسیار مهم تره.

سال 93  در مجموع سال بدی نبود،شروعش با کار ساختمونی!!!!! و در ادامه با بیکاری طی کردن محض! و از حدودای مهر هم زمزمه درس خوندن مجدد و این دست و اون دست کردن و وقت رو تلف کردن و این اواخر هم تلاش مستمر ولی نه چندان جدی(عجب ترکیبی!!!) برای درس که خب خدا رو شکر بد نبود!یعنی میتونست خیلی هم بهتر باشه اگه کمی باهاش درست برخورد میشد!

برنامه ام برای زندگی خدا رو شکر و باز هم خدا رو شکککککککککککککرررررررررررر کمی واضح تر و جزیی تر شده،امیدوارم مسیر خوبی باشه برای ادامه عمر و اگر بده خدایا خودت لطفا خوبش کن!

لطفا خودتون در موقعیت های ترسناک قرار بدید و از حصار امنیت و آسایشتون خارج بشید،مطمینم که نتایج خوبی میگیرید.

اینایی که ایده های ذهنشون رو به واقعیت تبدیل کردن و الان برای خودشون برو و بیایی دارن،اینا از قبل حتما میدونستن که ایدشون میگیره! شایدم دزد های خوبی بودن...بهر حال مطمینم آخرش اونی که باید اتفاق بیفته میوفته!

بعد از مرگم امیدوارم این جایی که توش هستم الهام بخش پویندگان راه علم باشه ;)

هیچ وقت درک نکردم چرا اینجا مینویسم!!!!







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 7 آذر 1393 :: نویسنده : مصطفی
- رسیدن به ثبات روحی روانی خیلی خوبه.بهش نیاز دارم و باید از دستش ندم.
- همیشه بعد از سختی آسونی هست.امیدوارم اینطور باشه واقعا.
- برنامه های زیادی دارم.امیدوارم یادم نره برنامه هام.
- کم کردن وزن خیلی خوبه.دویدن حس خوبی داره.ورزش خیلی خوبه.ولی کاش زمان بیشتری داشتم.شایدم به این زمان نیازی نباشه.تا ببینم چی پیش میاد.
- مضنه مو کاشتن(یا با هر ز دیگه ای) چنده؟؟فکر کنم 5-6 تومنی بشه.چیزی که با پول حل بشه غصه خوردن نداره.
- یه کتاب خوب سراع ندارین؟؟؟موضوعش مهم نیست.فقط خوب باشه.
- برنامه این هفته:
 پایان 25 درصد اول (بیشتر بهتر حتی 25 درصد دوم)!
 خرید یه شلوار مناسب برا باشگا
 خرید پماد دیکلوفناک یا پماد رزماری
 
امیدوارم خداوند به من کمک کنه.به همه ما آدما کمک کنه و امیدوارم اوضاع مردم دنیا بهتر بشه.

شب بخیر مصطفای چاق!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 فروردین 1393 :: نویسنده : مصطفی
این آلبوم "نه فرشته ام نه شیطان"قطعا دیگه آخرشه.
مخصوصا این آهنگ "چرا رفتی".
من الان حس میکنم اگر حد نهایتی برای همایون شجریان وجود داشته باشه،چیزی جز این آلبوم نیست.دیگه بسه.دین خودش رو به هنر و موسیقی و خدا و طبیعت و انسان ها ادا کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 اسفند 1392 :: نویسنده : مصطفی
خدا رو شکر.میتونست از این بدتر هم باشه.البته اگه از این بدتری هم وجود داشته باشه که قطعا داره.اتفاق های تلخ و شیرین مثل همیشه زیاد بود.اتفاق های تلخ این اواخر خیلی بدتر و غلیظ تر بود که  بدجور روی تک تک ثانیه هایی که از زندگیم میگذره تاثیر گذاشته و ظاهرا قرار نیست که رد بشه و بره سراغ یکی دیگه!کلا قانون پایستگی غم و غصه تو دنیا قطعا صدق میکنه!ولی با یه ورژن جدید که تغییرات محسوسی با ویرایش قبلی این قانون داشته: غم ها تند تند به وجود بیایند ولی از بین نروند!

از این شهر و از این هوا و از این آدما خیلی خیلی خیلی خیلی بدم میاد!متنفرم!اصلا یه چیزی مافوق تنفر! امیدوارم روزی اینجا با خاک سیاه یکسان بشه ایییشاااااااااااااااااله به حق 5 تن.

امیدوارم شرایط هرچه سریعتر عوض بشه!خوب و بدش دست خدا!حداقل از این شرایط مزخرف در بیایم همه با هم!کلا ملت آور دوز شدن.کلا همه بی اعصابن.کلا همه عین شتر مرغ شدن!وجه تشبیه خاصی هم نداره.

چندتا جمله واسه کسایی که میان اینجا و شاید این مطالب رو بخونن دارم امیدوارم برسه به دستشون:

- واسه سید اکبر:
سید خوش بحالت!همشه آرزو میکردم مثل تو باشم.این رهایی و آسودگی خیالت کلا تو حلقم.حاظرم یه چیزی هم بدم و زندگیم یه چیزی شبیه به زندگی تو باشه و از اون کانون های حلقوی و خطی و عدسی های خوشگلت خیلی خوشم میاد.امیدوارم 100تا آی اس آی بدی.

- واسه ط-ع:
اگه هنوز میای اینجا که قدمت روی چشمام.اگه هم نمیای اشکال نداره.تو ذهنم تصور میکنم که میای:) من همیشه از موج منفی و آه و ناله متنفر بودم اما آخرش خودم رو گرفت.حالا کم کم دارم درکت میکنم.از هیچکس بابت این اتفاق ها نمیگذرم.همون یه ذره امیدی هم داشتم دیشب کلا به فنا رفت.
اون چیزایی هم که گفتی که از اینجا حذفشون کردم رو واقعا هنوز یادم نمیاد:):):):)
ولی تو یه پکیج استثنایی و ویژه همه فیزیکی و مادی ها رو نگه داشتم.مثل یه گنج با ارزش.
فقط اگه میشه دیجیتالی هاشون رو هم بفرستی کلا تا آخر عمر بنده رو بنده ی خودت کردی.حالا به چه کارم میاد بماند!

- واسه یکی تو مایه های هیچکی:
نیستی؟؟؟؟؟
:)))))

-  واسه سارا:
با تمام احترامی که واسه بازدید کننده های عزیز قائلم اما خدایی ازین چرندیات من خوشت میاد؟؟؟؟؟خخخخخخ....عجب آدمای عجیبی پیدا میشن:|

- واسه خودم:
ای کاش اون اشتباه رو نمیکردی.ای کاش.....
------------------------------------------------------------------------------------------------------

سال 93 بااااش که داریم میایم.

امیدوارم دیگه تو زندگیم هیچ وقت با این حجم و طول و عرض و ارتفاع "ای کاش"نگم....






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 اسفند 1392 :: نویسنده : مصطفی

امروز که خانواده استاد ثابتی اومدن دانشکده خیلی خیلی برای همه سخت بود.
همه گریه میکردن.همه...
وقتی عکس های استاد ثابتی عزیز و دوست داشتنی رو میبینم بغض خفم میکنه.
چقد بد بود.چقد سخت بود.و چقدر سخته...
اتاق "مجتبی ثابتی"دیگه محل درد دل دانشجوها با استادشون نیست.
دیگه کسی اون لامپ های 108 و 109 رو روشن نمیکنه!آخه اون چراغ ها مخصوص مهندس ثابتی بودن و همیشه با شوخی دلنشین استاد ثابتی روشن میشدن!
راستی علیرضا 206 استاد ثابتی رو همیشه تمیز نگه میداره؟؟؟؟؟خدا کنه اینطور باشه!
دیگه بوی سیگار برام ناخوشایند نیست!حداقلش اینه که یه مرد مهربون و دوست داشتنی رو میشد با بوی مطبوع ادکلن تلخش شناخت.
زبان تخصصی رو دوست دارم!مبانی کامپوتر و برنامه نویسی رو دوست دارم.تبدیل مبناها رو دوس دارم.Turbo C رو دوس دارم.
امروز به این فکر میکردم که دوباره میبینمش!
استاد ثابتی رو و بابام رو باز میبینم.
خدا کنه اون دنیا واقعی باشه.
فقط واسه دیدن دوباره پدرم و استاد ثابتی عزیزم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :