برای یکی تو مایه های هیچکی و همپنین برای تیتی(محبوب فرضی من.تیتی هم اسم خاصیه که بهش علاقه دارم.همینجوری بی دلیل!!!)
اینجا رو نمیدونم چی اسمشه:شاید پیش نوشت:)
عرض شود که من پسر خوبی نیستم.آدم گناه کاری ام.مثل خیلی ها و بر خلاف خیلی ی ی ی های دیگه.
مثلا دروغ میگم.زود عضبانی میشم.هرچند متنننفرم اما بعضی وقتا غیبت میکنم و خیلی کارای ریز و درشت دیگه!!!
-------------
"کاش اینهمه شوق همیشه موندگار باشه... ما آدما به همه چیز دنیا حتی به بودن محبوبمون عادت میکنیم..."
ببین یه واقعیت رو بدون:هیچ کسی از بودن هیچ آدمی تو زندگیش همیشه شوق اولیه رو نداره
مثلا پدر مادر حتی:اونا که از اول بودن.باید باشن.نباشن که نمیشه.اگه هم نبودن یه جای زندگی لنگه
اما محبوب:اوایل که میاد قشنگه.اما یواش یواش محبوب عوض میشه و این اشتباه فاحش همه ماست:)محبوب عوض نمیشه.ما اون رو درست میشناسیم و میفهمیم ای بابا...اینکه شبیه اون چیزی که تو رویاهام بود نیست.محبوب هم همین حس رو راجب ما داره.این یه اتفاقیه که قطعا و بلاشک برای همه میفته.شرط میبندم سر هرچی که بگی.
حالا بعضیا این تفاوته کمه و دلشون خوشحال تر میمونه اما بعضیا تفاوته خیلی زیاااده....و دلشون پژمرده میشه.
اونایی هم که تا آخر شوقشون فوران میکنه جزو دسته دوم هستن که تفاوتاشون با هم کم بوده.
تفاوت ها همیشه وجود دارن.اما یه قسمت عمدش بر میگرده به خودمون.که چطور میشه از اون آرمان اولیه بگذریم و به وضع موجود رضایت بدیم.خب.من اسم این رو عشق نمیذارم(گذشتن از آرمان اولیه عشق میتونه باشه اما مطمینم اون تفاوته کم بوده مقدارش)
هرچند....واقعا و صریحا اعتقاد دارم عشق زمینی وجود نداره و آدم فقط میتونه عاشق کسی یا چیزی بشه که کمال مطلقه که فکر کنم وجود نداره.اگه هم داره دم دست ما نیست.
همین عشق زمینی.مثلا عشق تیتی:
نمیدونم اسمش عشقه یا نه.با اون موجود تو آرزوهام فرق داره.اما فرقش آذار دهنده نیست.شاید دلیل عمده بروز اتفاقای بد و ناخوشایند بین این دو نفر(من و تیتی)دلیلش چیزی نباشه جز خیانت!!!من اسمش رو برای خودم میذارم "خیانت".چون برای شخص خودم هنوز تیتی رو با اون رویاهه مقایسه میکنم.قطعا شبیه نیست.اونم همین کار رو میکنه.منم قطعا شبیه رویای اون نیستم.این یعنی خیانت.مقایسه...این خیانته.
"دو تا آدم که میخوان یه عمر زندگی کنن باید از همه چیز هم لذت ببرن!!!"
این به نظرم مسخرس...کی گفته که باید اینجور باشه.آدما که اگه قرار باشه از همه چیز هم لذت ببرن که فایده نداره.عشق که هنر نمیشد اونوقت.
آدم که همیشه نمیتونه خوش اخلاق و مرتب و با کلاس و شیک باشه.دوس داشتن و عشق ورزیدن به چنین آدمی که هنر نیست!!!
منکه به شدت اعتقاد دارم کسی لایق دوست داشتنه که تحت هر شرایطی و هرجووووری که باشی تو رو دوست داشته باشه و ازت ایراد نگیره و سعی نکنه تورو عوض کنه.هر جووووووووووووووووووووری که هستی.بد اخلاق.بد لباس.چاق.لاغر.کچل.پر مو.زشت.زیبا.شاد.غمگین.کم انرژی.پر انرژی.کم حرف.پرحرف.
و این صد در صد دو طرفس.
خیلی چیزا من رو آذار میده.
مثل خیلی چیزا که تیتی فرضیه مارو آذار میده.
دو تا راه دلیل داره:
یا اینکه واقعا طرف اینجوریه و نمیشه کاریش کرد
یا اینکه شاید قلقش دستمون نیومده.
اگه مورد اوله که کاریش نمیشه کرد دیگه.هست.قابل عوض شدن نیست.سعی کن برای خودت حلش کنی.
اگه قلقش دستت نیومده خب یه تکونی به خودت بده و سعی کن قلقش دستت بیاد.
اگه تعداد مورد های اول زیاده آدم باید بشینه فکر کنه با خودش که اگه میتونه بمونه و اگه نه دل بکنه.بهر حال دل کندن سخت نیست.اما ارزشش رو داره
اگه مورد دومه که بسم الله.آدم باید شروع کنه و قلق طرفش رو به دست بگیره.
و اما تضاد ها که بدترین قسمت ماجراست که کنار اومدن یکی مساویه با اذیت شدن یکی دیگه.
تو این شرایط باید 50-50 تمومش کرد.همین.راه حل دیگه ای نداره.
===============
نمیدونم چرا شما رو مخاطب قرار دادم اما خب انتظار همدردی و همدلی و ازین چیزا ندارم:) جون این یه داستان فرضی با یه آدم فرضیه.:):):)
####################################################################################
شعر خودم که نبود.فکر کنم منبع رو گذاشته بودم البته.پس فیزیک میخونی:)خوبه.خوشم میاد از فیزیک.رشته دوس داشتنی من بود...
تیتی هیچکدوم ازونا که گفتی نیست:)
از خرفات چیزای خوبی یاد گرفتم.
وجه مشترکمون کجاس الان دقیقا؟؟؟؟
و اینکه موفق باشید:)
:)یادش بخیر:)فیزیک 1 دکتر کاوش...بهترین درس عمرم بود...